کنون زمانه دگر گشت و من دگر گشتم- رودکی

من بین کلمه ی «عاشق»، اسم فاعل از عشق در زبان عربی و «عاشیق» (خواننده و نوازنده ی دوره گرد) در زبان ترکی هیچ ارتباطی نمی بینم. این کلمه در زبان ارمنی «آشوگ» تَلَفُّظ می شود.  معروف ترین آشوگ ارمنی هم «سایات نوا» (Sayat Nova) بوده است که علاوه بر عاشیق بودن یکی از موسیقی دان های بزرگ قفقاز هم به شمار می آید. من در مقاله ای «به یاد ویگن» یادی از او کرده ام.

         عاشیق ها در فرهنگ های همه ی کشور ها وجود داشته و دارند. البته در هر منطقه ای با حفظ ویژگی های هنری مخصوص به خود.

         در زبان کردی عاشیق ها بر دو دسته اند: «استران وئه ژ» (خواننده) و چیرؤک وان (داستان سرا).

         در زبان های اروپایی این گونه خوانندگان و نوازندگان در اسپانیایی: Juglar ، در انگلیسی:  Minstrel و به ایتالیایی Trovatore نامیده می شوند و نوای ساز و سخن و آواز آن ها وارد بسیاری از اپرا های مشهور هم شده است.

         هر چند بسیاری از عاشیق ها، عاشق (دلباخته) هم بوده اند و به خاطر یار دلبند خود ساز بر گرفته و به نغمه سرایی پرداخته اند، مانند همین سایات نوا که در بالا نامش را بردم. که اصلاً از اهالی تفلیس (پایتخت گرجستان بود) ولی عاشق خواهر پادشاه ارمنستان شد و مورد غضب قرار گرفت. آخر سر هم به دست آغا محمّد خان قاجار به قتل رسید.

         ولی عاشیق ها، گذشته از خوانندگی و نوازندگی در مجالس بزم، در صحنه های رزم هم حضوری فعال داشته اند. در سندی از انتشارات یونسکو می خواندم که همیشه یک دسته عاشیق، پیشاپیش سپاه شاه اسماعیل صفوی حرکت می کرده است.

         به روز نبرد و هنگام تلاقی دو لشکر، فرماندهان نظامی هم پیش از دست بردن به اسلحه؛ ساز بر می گرفته اند و با نوای ساز برای هم رجز خوانی می کرده اند.

         حال چرا من یک مرتبه به یاد عاشیق ها افتادم؟. داستان از این قرار است که چند سال پیش آقای همایون شجریان قصد داشت در تبریز کنسرت بدهد ولی از برگزاری آن به خاطر حضور دو نوازنده ی زن در میان اعضای ارکستر جلوگیری شد.

         به همین خاطر و از روی کنجکاوی تصمیم گرفتم گشتی در اینترنت بزنم و ببینم آیا چند کیلومتر بالاتر و در آن سوی ارس، زنان و دختران خواننده و نوازنده ی آن جا چه وضعی دارند؟. چون زبان یکی، نژاد یکی، خاک یکی، و تاریخ و مذهب هم یکی است.

         البته در سال های جوانی افرادی مثل من کم نبودند تعداد زنان خواننده و نوازنده بلند آوازه آذربایجانی مانند زینب خانلاراُوا، ربابه مراد اُوا، سارا قدیم اُوا و بسیاری دیگر. ولی دلم می خواست از وضع کنونی زنان و دختران آن جا آگاهی بیابم.

         ضمن جستجو به موردی برخوردم که هرگز تَصَوّر آن را نداشتم: عاشیق های زن و یا زنان عاشیق.

         می توانم نام ده ها عاشیق قدیم و جدید را در این جا ردیف کنم مانند عاشیق غریب، عاشیق علی عسکر، عاشیق حسین جوان، عاشیق حسین، عاشیق شمشیر دَلی و ده ها و صد ها تن دیگر اگر اسم عاشیق های عثمانی را هم به فهرست نام آن ها اضافه کنیم فهرست بلند بالا ئی می شود.

         شما می توانید کلمه ی «Aşıq » را وارد یوتیوب کنید تا ببینید به نام و تصویر چند تن از خانم های «عاشیق» بر می خورید!

         من در این جا قطعه ای را با اجرای هنرمندانه ی خانمی عاشیق به نام «فامیله گؤیچه لی» انتخاب کرده ام که امیدوارم شما هم مانند افراد حاضر در استودیو از آن لذّت  ببرید.

         ترجمه ی بَند اوّل ترانه چنین است:

         «دست هایم رعشه گرفته و چشمانم تار می بیند،

         آیا من پیر شده ام و یا زمانه پیر شده است؟!

         دیگر گوش هیچکس در این دنیا به حرف های من بدهکار نیست،

         آیا من پیر شده ام و یا زمانه پیر شده است؟!» …

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: توجه این سایت دارای کپی رایت است !!