مصاحبه من با بسم الله خان استاد بزرگ موسیقی هند

مصاحبه من با بسم الله خان استاد بزرگ موسیقی هند

Mi entrevista con el Gran Maestro de la Música de India Ustad Besemellah Khan

 

«اگر موسیقی حرام است، پس چطور مرا به عرش اعلا می برد؟!» بسم الله خان

besmellah

شادروان بسم الله خان

 چند سال پیش، یکی از دوستان، لطف کرده و قطعه عکسی را از یک روزنامه قدیم که مرا در حال مصاحبه با «بسم الله خان» نشان می دهد؛ بریده و برایم فرستاد.

 شادروان بسم الله خان که از او در زبان هندی با عنوان «اوستاد بسم الله خان» Ustad Bismillah khan یاد می شود، از بزرگان موسیقی کلاسیک و سنتی هند به شمار می آید. تا جایی که از او با عنوان «گنجینه ی موسیقی هندی» یاد می کنند.

 دریغا که موسیقی سنتی هندی در ایران شناخته نیست.

 کس دیگری که او را هم به حقّ می توان از پاسداران بسیار پر ارج موسیقی هندی به شمار آورد، «راوی شانکار» (Ravi Shankar) است که مدتی هم با گروه بیتل ها همکاری کرد.

 بسم الله خان «شَهنای» می نواخت و ساز تخصصی «راوی شانکار» و دخترش «آنوشکا شانکار»   Anoushka Shankar (که او هم به درجه ی استادی رسیده است)، «سیتار» است. در جای دیگر هم توضیح داده ام که این ساز بر خلاف اسمش هفت تار بیشتر ندارد.

 موسیقی هندی را «راگا» ها تشکیل می دهند که قدمت آن ها به هزاران سال، یعنی به زمان خواندن متن هایی از «ودا» کتاب مُقَدّس هندوان می رسد. همانطوری که در موسیقی ایرانی دستگاه های مختلف وجود دارد؛ در موسیقی هندی هم نزدیک به صد راگا وجود دارد که نواخته شدن آن ها بستگی به فصل هایی از سال و ساعات شبانه روز دارد. مانند راگای سپیده دم، راگای غروب آفتاب و غیره …

 بسم الله خان کسی نبود که تن به مصاحبه بدهد. حتی بی بی سی هم با هزاران زحمت فقط توانسته بود مصاحبه ای کوتاه با او به عمل آورد. من شانس آوردم که آقای دکتر مهتاب ناراین ماتور- وابسته ی فرهنگی سفارت هند – واسطه شد تا من مصاحبه ای با استاد برای مَجلّه ی «آینه ی هند» Indian Mirror  به عمل بیاورم. از آن جایی که بسم الله خان غیر از هندی، زبان دیگری حرف نمی زد، دکتر ماتور زحمت مترجمی مرا به عهده گرفت.

 متأسفانه به متن آن مصاحبه دسترسی ندارم ولی همینقدر یادم هست که استاد در طول مصاحبه گفتند که شهنای از کلمه ی «سینایی» مشتق شده است و ابو علی سینا را به وجود آوردنده ی ساز مزبور می دانست.

 بسم الله خان، همانطوری که از اسمش پیداست، مسلمان بود و مسلمانی راستین و مؤمنی وارسته. او با پولی که از اجرای برنامه هایش به دست می آورد، اول به زیارت کعبه می رفت و پس از باز گشت باقی پول را میان فقرای هند، اعم از هندو، مسلمان، مسیحی و بودایی تقسیم می کرد. شصت سر عائله داشت. در اواخر عمر روز هایش به سختی گذشت.

 بسم الله خان در ۲۱ مارس ۱۹۱۳ در ایالت بیهار هند دیده به جهان گشود و روز ۱۷ اوت ۲۰۰۶ بر اثر نارسایی قلبی، در بیمارستانی در بنارس دیده از جهان فرو بست.

دکتر مهتاب ناراین ماتور که زحمت مترجمی را عهده دار شد

دکتر مهتاب ناراین ماتور که زحمت مترجمی را عهده دار شد

 

 دولت هند به او پیشنهاد  کرده بود که برای معالجه به دهلی برود، ولی او پاسخ داده بود که خونش از خون دیگر بیمارانی که توان رفتن به دهلی را ندارند، رنگین تر نیست و به دهلی نرفت و در بنارس از دنیا رفت. در مرگ او، دولت هند یک روز عزای عمومی، در سراسر کشور، اعلام کرد و همه ی علاقمندان موسیقی، اعم  از مسلمان، مسیحی، هند، پارسی (زرتشتی) و بودایی در مرگ او به سوک نشستند. ارتش هند هم موقع تشییع جنازه، بیست و یک تیر توپ به نشانه ی ادای احترام شلیک کرد و پیکر استاد همراه با یک شهنای به خاک سپرده شد.

 

روانش شاد و یاد پاینده باد

 

راگای زیر را استاد بسم الله خان در برابر جمعیتی صد هزار نفره برای یکی از مهاراجه های هند اجرا کرده است. او پیش از شروع برنامه، خطاب به مهاراجه می گوید: «برای من مایه ی خوشوقتی است که در حضور شما در این جا باشم. من برای طلب کردن چیزی از شما به اینجا نیفتاده ام ولی در عوض هر چه را مرحمت کنید می پذیرم.»  

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: توجه این سایت دارای کپی رایت است !!