آشپزخانه که «تخمی» نمی شود

شگفت دنیائی است، دنیای زبان ها. یک کلمه در یک زبان در معانی ای به کار می رود و ممکن است همان کلمه به همان صورت و شکل و تَلَفُّظ در زبانی دیگر و در معنی کاملاً متفاوتی به کار برود، مثال:

            – location در انگلیسی یعنی محلّ، مکان ولی در زبان فرانسه، همین کلمه با همین املا ولی با تَلَفُّظ فرانسه (لوکاسیون) یعنی اجاره

            – «همشیره» در زبان فارسی یعنی هم سن و سال، چنانکه در شاهنامه سهراب از مادرش می پرسد: «که من چون ز همشیرگان برترم؟ / همی ز آسمان برتر آید سرم». مادرش پاسخ می دهد: «تو تخم گـَوِ نامور رستمی / ز دستان سامی و از نیرمی. ازیرا سرت ز آسمان برتر است/ که تخم تو زان نامور گوهر است». یعنی چرا من از بچه های هم سن و سال خودم بلند قد تر هستم و سرم به آسمان می رسد…؟ گَو gav یعنی پهلوان. و همشیره در ترکی یعنی پرستار، «نرس بیمارستان»

            – مباشر در زبان عربی یعنی خبرنگار

            – مُحلِّل در زبان روزنامه نگاری عربی یعنی تحلیل گر، مفسر

            – مساعده در ترکی یعنی اجازه. «مساعده اِدَر می سینیز؟» (آیا اجازه می فرمایید؟).

            – مسافر به ترکی یعنی مهمان و مثال های بسیار زیاد دیگری …

            پریروز ناهار مهمان یکی از دوستان خیلی عزیز ایرانی ام بودم. این دوست پسری دارد که دانشجوی سال اوّل است و بیش از حدّ تَصَوّر برای من احترام قائل است. من هم او را به خاطر استعداد و علاقه ای که به فراگیری دارد، از صمیم قلب دوست دارم.

            وقتی به خانه ی دوستم رسیدم، از پسرش – که همیشه از رفتن من به خانه شان خوشحال می شد – اثری ندیدم. اوّل تَصَوّر کردم که برای گذران تعطیلات به جایی رفته است. پدرش گفت در اتاقش است و اجازه بیرون آمدن ندارد چون حرف بسیار زشتی زده است.

            من از نصیحت کردن بیزارم. ولی به دوستم گفتم اگر پسرش کلمه ای اسپانیایی به کار برده است که باعث سوء تعبیر شده است؛ بگوید تا من توضیح بدهم. دوستم جواب داد که نه، شما به او بال و پر می دهید و وقتی که نیستید او حرف دهانش نمی فهمد. اصرار کردم که بگوید طفلکی پسرش دقیقاً چه حرفی زده است؟ گفت: «من بیش از شش هزار یورو خرج تعمیر آشپزخانه مان کرده ام حالا آقا می گوید کاشی های این آشپزخانه «تخمی» است.»

            خندیدم و گفتم، برو، برو صدایش کن که بیاید، او اصلاً حرف بدی نزده است.

            seed در زبان انگلیسی یعنی تخم (تخم گل و گیاه، بذر) و seedy (تخمی) یعنی نارس؛ گل، گیاه و یا درختی که به اندازه ی کافی رشد نکرده است. در انگلیسی روزمره به هر چیز رنگ و رو رفته، زهوار در رفته و چیزی که از بی ریختی تو ذوق بزند می گوییم seedy یعنی «تخمی». حالا همین کلمه را کسانی در فارسی عامیانه با چیزی مرتبط دانسته اند و بر زبان می آورند که هیچ ربطی به معنی اصلی کلمه ندارد. طفلکی پسر تو بی تقصیر است.

Sharing is caring!

shares
error: توجه این سایت دارای کپی رایت است !!