الفبای آذربایجانی

جمهوری آذربایجان، از سال ١٩٢٢ تا کنون، چهار بار، بنا به مقتضیات زمان و به خاطر به وجود آمدن دگرگونی در ساختار حکومتی اش، الفبای خود را تغییر داده است. آخرین بار در سال ١٩٩١ بود که الفبای رایج کنونی  به وجود آمد و از آن تاریخ تا کنون، دانشوران و نویسندگان آن دیار، با کوششی تحسین آمیز و با سرعت عملی شگفت انگیز توانستند بیش از نود درصد آثار مکتوب به الفبای قدیمی را در قالب الفبای نوین چاپ و منتشر سازند. گشت و گذاری در عالم مجازی در کتابخانه ی ملی باکو می تواند مؤید ادعای من باشد. نشانی کتابخانه ی ملی آذربایجان به شرح زیر است:

http://www.anl.az

می توانید الفبای آذربایجانی را با معادل های الفبا های قدیمی از سایت زیر (قسمت فرهنگ ها)، دریافت و چاپ و تکثیر کنید. در چند روز آینده من تَلَفُّظ حروف را با صدای خودم ضبط می کنم و فایل های صوتی را هم در اختیار علاقمندان قرار می دهم:

http://www.rpedram.com

 امسال مصادف است با دویستمین سالگرد تَوَلُّد میرزا فتحعلی آخوندوف و صد و پنجاهمین سالگرد تَوَلُّد علی اکبر طاهر زاده (صابر).

 چند سال پیش به مناسبت یکصد و سی امین سالمرگ میرزا فتحعلی، من ترجمه تازه ی از «ستارگان فریب خورده» (آلدانمیش کواکیب) نوشته ی او را تقدیم دوستداران ادب و فرهنگ آذربایجان کردم. این اثر در واقع نخستین داستان به سبک جدید در ادبیّات خاورمیانه به شمار می آید. صرف نظر از ترجمه ی مزبور مقاله مفصلی هم پیرامون شرح زندگی و اندیشه های آن بزرگوار به زبان اسپانیایی منتشر ساختم. شما می توانید «ستارگان فریب خورده» و همه ی نوشته های میرزا فتحعلی را (به زبان و خطّ ترکی آذربایجانی) به صورت رایگان از نشانی زیر دانلود کنید

آخوندوف پوسته ی زمان را درید

http://www.rpedram.com/chide_chide.html

 در باره ی صابر گفتنی ها فراوان است. من سعی می کنم که شعر «قورخمورام» (نمی ترسم) او را ضبط کنم و همین روز ها در یوتیوب قرار دهم. یکی از افتخارات زندگی من حفظ بودن همه ی «هوپ هوپ نامه» سروده آن شاعر شهیر و بی باک و بی نظیر هستم. او با صابون پزی امرار معاش می کرد. آخوند های مرتجع به قَصّاب ها دستور داده بودند که به او دنبه و چربی (برای صابون پزی) نفروشند.

علی اکبر طاهرزاده (صابر) عمری بر سر مبارزه با ارتجاع و بیداری عوام نهاد.
بنزیرم بیر قوجامان داغه که دریاده دورار،
من گئدرسمده، مرامیم گنه دونیاده دورار.

 در شروع  شاعری، پدرش دفترچه ای را که او اشعارش را در آن یاد داشت می کرد، پاره کرده بود. خودش می گوید:

 «من خلیل الله عصرم، پدرم چون آزر،

سفر از بابل شیروان کنم انشاءالله،

گرچه او دفتر اشعار مرا پاره نمود،

وصله با طبع دُر افشان کنم انشاء الله.»

آزر = نام پدر حضرت ابراهیم است. بابل (بر وزن غافل) = در این جا به معنای بیابان است.

Sharing is caring!

shares
error: توجه این سایت دارای کپی رایت است !!