ایرانیان که فرّ کیان آرزو کنند، باید نخست کاوه ی خود جستجو کنند.

ایرانیان که فرّ کیان آرزو کنند،

باید نخست کاوه ی خود جستجو کنند.

شعر زیر را خانمی به نام نیمتاج سلماسی در سال 1309 شمسی (1930 میلادی)؛ یعنی 83 سال پیش  سروده است.

گویند زمانی که ملک الشعراء در تهران این شعر را شنید، از هیجان از جا برخاست:

«ایرانیان که فرّ کیان آرزو کنند،

باید نخست کاوه ی خود جستجو کنند.

مردی بزرگ باید و عزمی بزرگتر،

تا حلّ مشکلات به نیروی او کنند.

شد پاره پرده ی عجم از غیرت شما،

اینک بیاورید که زن ها رفو کنند.

ایوان پی شکسته مَرَمّت نمی شود،

صد بار اگر به ظاهر آن رنگ و رو کنند.

نِسوان* رشت زلف پریشان کشیده صف،

تشریح عیب های شما مو به مو کنند.

دوشیزگان شهر ارومی گشاده رو،

دریوزگی* به برزن و بازار و کو کنند.

بس خواهران به خطه ی سَلماس*، خون جگر،

خون برادران همه سُرخاب رو کنند.

نوحی دگر بباید و طوفان وی ز نو،

تا لکه های ننگ شما شستشو کنند.

آزادگی به قبضه ی شمشیر بسته است،

مردان همیشه تکیه ی خود را بدو کنند.

قانون خلقت است که باید شود ذلیل،

هر ملتی به راحتی و عیش خو کنند.»

نسوان: زنان؛ دریوزگی: گدایی

          این شعر به هنگام آشوب های آن دوران و جنگ و غارت و کشتار اطراف مناطق غربی ایران سروده شده است.

         خانم سلماسی در این شعر رمز آزادی را در تکیه به شمشیر و مبارزه می داند و مردان را به مبارزه فرا می خواند.

         کسانیکه اندکی با ادبیات و دقایق و ظرایف شاعری آشنا باشند اوج هنر خانم سلماسی را در برانگیختن احساسات مردان در برابر دشمن می توانند درک کنند و این همان شعر متعهد و هدفمندی است که می تواند دردی از دردهای اجتماع را تسکین دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

shares
error: توجه این سایت دارای کپی رایت است !!