تجلیّات روح ایرانی Manifestaciones del espiritú persa

لینک به کاریکاتور نیک آهنگ کوثر در روز آنلاین

روز دوشنبه هفتم شهریور ماه، گزارشی در سایت فارسی بی بی سی و به نقل از آن آخوند جیغو درج شده بود که عنوان آن چنین است: «آیت الله خامنه ای: به جای ایران قبل از اسلام بر ایران بعد از اسلام تاکید شود».

 به قول شادروان ملک الشعرای بهار :

 تو پای بند زمینی و رشته ای ست نهان،

که با گذشته تو را ارتباط تام دهد.

گذشته پایه و بنیان حال و آینده است،

سوابق است که هر شغل را نظام دهد .

 هر کشوری، هر ملتی و هر قومی، تاریخی خاص خود دارد که آن تاریخ به دوره های گوناگون تقسیم می شود. هر دوره با فراز و نشیب ها و ویژگی های مخصوص به خود. سخنی چَرَنْد تر از این نمی توان بر زبان آورد که کسی بیاید و به دوره ای خاص از تاریخ یک ملّت بچسبد و به آن تکیه کند و آن را بر دوره های دیگر برتری دهد و دستور بدهد که دوره های دیگر نادیده گرفته شود.

«فقط در باره ی ایران بعد از اسلام حرف بزنید»
آن هم با تفنگ سازمانی سربازان ناتو

 چندین سال پیش، روزی راهبه ای مسیحی از دبستان محلّ تحصیل دخترم تلفن کرد و گفت که من به دخترم اخطار کنم که مراقب حرف زدنش باشد. خیلی مودبانه از آن خواهر مذهبی پرسیدم که مگر دختر من (که در آن موقع بیش از نه و یا ده سال نداشت)، چه جسارتی کرده است؟!. معلوم شد کشیشی به سر کلاس درس رفته و گفته است که پیش از مسیح، انسان ها از خوشبختی بهره ای نداشته اند. در همان موقع دخترم حرف کشیش را قطع می کند و می گوید که در کلاس تاریخ به آن ها گفته اند که صد ها و بلکه از هزاران سال پیش از آمدن حضرت مسیح انسان های زیادی در کشور های مختلف زندگی کرده اند؛ پس طبق گفته ی شما همه ی آن ها آدم های بد بختی بوده اند؟!.

 وقتی که توضیحات آن خواهر راهبه تمام شد من به او گفتم، البته که آن کشیش حرف چرندی زده است و باید خودش برود سر کلاس و با ذکر مثال های تاریخی ثابت کند که حرفش منطقی بوده است و انسان های روی زمین قبل از ولادت مسیح آدم های بد بخت و مفلوکی بوده اند و مسیح آمده و آن ها را نجات داده است.

 و حالا نوبت رسیده است به آن ملای لاابالی، که یک شبه از سربازی به سرداری رسیده است ( زیرا طبق رده بندی آخوند های ایران، او حُجّت الاسلام بود ولی در عرض فقط چند روز خودش را آیت الله جا زد و سوار شد، همانطوری که عیدی امین هم که گروهبان بود، خودش به خودش درجه ی ژنرالی داد و می خواست که ملکه ی انگلیس برود و در جلوش زانو بزند). حالا این آخوند هم تصمیم دارد که ایران را به عصر جاهلیت بر گرداند. عصری که در جزیرة العرب از تجلیات فرهنکی (جز اشعاری بَند تنبانی که شاعرانی بی کار و بی عار بر روی کاغذ می آوردند و بر دیوار کعبه می آویختند) و یا از آثار تَمَدُّن (به معنای کلاسیک کلمه)، موسیقی، نقاشی، مجسمه سازی، هنر (به مفهوم عام کلمه) و صنایع دیگر نشانی نبود. ولی باید به این آخوند، به قول خودشان «لایعقل و لا یشعر» فهماند که کور خوانده است.

 خواندن خبر دُر فشانی های آن آخوند، ناگهان به خاطرم آورد که یک نسخه از کتاب «تجلیات روح ایرانی» تألیف شادروان کاظم زاده ی ایرانشهر (مصون از حوادث ایام) در کتابخانه ی من موجود است. این کتاب، نخست جزو مَجلّه ی ایرانشهر (پیش از جنگ جهانی دوم) در برلین چاپ و منتشر شده است. نسخه ای که در اختیار من است به تاریخ فروردین ١٣٢٠ ( ٢٧ مارس ١٩٤١) در تهران به طبع رسیده است. به خاطر نایاب بودن نسخه های کتاب «تجلیات روح ایرانی» و ممنوع بودن تجدید انتشار آن در ایران، من وظیفه ی وجدانی و فرهنگی خود می دانم که آن اثر پر ارزش و آموزنده را با ویرایش و افزودن توضیحات (در صورت نیاز) و تجدید حروف چینی و صفحه بندیو علامت گذاری برای مطالعه ی دلبستگان به تاریخ ایران و آگاهی نسل جوان، در این سایت قرار بدهم.

 در ضمن به منظور بزرگداشت نام  دو تن از استادان صاحب نام، یاد آور می شوم که نسخه ای از آن کتاب که من در اختیار دارم به همّت شادروان دکتر عزت الله همایونفر (که همین چند سال اخیر راهی دیار باقی شد)  و با مقدمه ی شادروان دکتر رضازاده ی شفق به زیور طبع آراسته شده است.

error: توجه این سایت دارای کپی رایت است !!