ترانه ای از مرحوم حسن زیرک به مناسبت تَوَلُّد ولیعهد ایران

توجّه: متن کامل منظومه انتقادی – اجتماعی «عارفنامه» اثر طبع ایرج میرزا، بدون هیچگونه سانسور و با توضیح کلمه ها و عبارت های دشوار در همین وبلاگ منتشر شد.بروید صفحه اوّل و یا روی نشانی زیر کلیک کنید:

https://www.rpedram.com/persian

ترانه ای از مرحوم حسن زیرک به مناسبت تَوَلُّد ولیعهد ایران

‏«طبل شادیانه بزنید،
نغمه های شادمانه بخوانید،
که ولیعهد ایران دیده به جهان گشوده است…»‏
این مطلب را از آن جَهَت می نویسم، و ترانه ی حسن زیرک را (که خیلی ها ‏نشنیده اند) از آن رو در کانال یوتیوب خودم قرار می دهم چون یاد آور روزی تاریخی از ‏تاریخ معاصر کشور ایران است. هر چند می دانم که کسانی را خوش نخواهد آمد و چه ‏بسا برچسب هایی هم نثار راقم حقیر این سطور بکنند.‏

انگار  همین دیروز بود. من در کلاس اوّل دبیرستان سعدی تکاب تحصیل می ‏کردم. در یکی از روز های پائیزی، هنوز دقایقی چند از رفتن ما به سر کلاس بعد از ظهر – ‏که ساعت دو شروع می شد – نگذشته بود که ناگهان در کلاس باز شد و آقای احمد ‏امامی (رئیس دبیرستان) اعلام کرد که به علّت میلاد خجسته ی ولیعهد ایران، مدارس ‏تعطیل است.‏

مرحوم حسن زیرک

مرحوم حسن زیرک

با خوشحالی زدیم به خیابان و راهی خانه های خودمان شدیم. در خیابان ‏رؤسای ادارات را می دیدیم که به هم تبریک می گفتند و برای برگزاری جشن و سُرور به ‏طرف بخشداری می رفتند.‏
در آن موقع با اینکه ما یک دستگاه رادیوی آندریا داشتیم ولی باتری نداشت، در ‏نتیجه من و پدرم رفتیم به مغازه ی خیاطی عمویم، تا خبر ها و گزارش های رادیویی تَوَلُّد ‏ولیعهد ایران را در آن جا از رادیو بشنویم.‏    هنوز فرستنده ی صد کیلوواتی رادیو کرمانشاه راه نیفتاده بود ‏و صدای رادیو ایران هم – به علّت در گودی واقع بودن تکاب – به سختی روی امواج کوتاه ‏شنیده می شد.‏
ولی عصر روز تَوَلُّد ولیعهد (نهم آبان 1339) صدای رادیو ایران به خوبی شنیده ‏می شد و آقایان حسین توصیفیان و زنده یاد ایرج گرگین از طریق فرستنده های سیّار – ‏که در سطح شهر تهران در حرکت بودند – گزارش های زنده پخش می کردند. صدای ‏شادی و هلهله ی مردم پایتخت در میکروفون ها می پیچید و به گوش شنوندگان می ‏رسید.‏
مردم ایران سال ها بود که با بی قراری چشم به راه فرارسیدن چنین روزی بودند. ‏ولی به دنیا آمدن وارثی برای تاج و تخت ایران، عده ای را هم، به ویژه در خارج از مرز ها ‏دل آزرده ساخت.‏
به گزارش رادیو ایران، شهبانو فرح حدود ساعت چهارده همان روز، در بیمارستانی ‏واقع در خیابان مولوی در جنوب تهران و به یاری و مراقبت دکتر جهانشاه صالح (که قبلاً ‏رئیس دانشکده پزشکی دانشگاه تهران، و وزیر بهداری بود و بعد ها به ریاست همان ‏دانشگاه رسید)؛ فارغ شده بود. ‏
بیمارستان محلّ تَوَلُّد ولیعهد، بعد ها به بیمارستان مادران و نوزادان، تغییر نام ‏داد.‏

قصه ی پر غصه ی زندگی و مرگ حسن زیرک

در آن سال ها رادیو ایران فقط به مدّت پانزده دقیقه، رأس ساعت نه شب به زبان ‏کردی برنامه پخش می کرد که بعد ها به نیم ساعت افزایش یافت.‏
یک هفته پس از به دنیا آمدن ولیعهد، ما برای نخستین بار ترانه زیر را با صدای ‏شادروان حسن زیرک از آن رادیو شنیدیم.‏
امروزه با اینکه بیش از بیست و پنج سال از خاموشی حسن زیرک می گذرد، ‏ولی کُردی را نمی توان یافت، که در طول روز ترانه ای به یادگار مانده و فراموشی ‏ناشدنی از او را زمزمه نکند و یا در دستگاه ضبط و پخش صوت خانه و اتومبیل اش ‏نداشته باشد.‏
حسن زیرک، به رَغم خوانندگانی چون سید علی اصغر کردستانی، محمّد عارف ‏جزراوی، ماموستا علی مردان، کاکه توفیق، مظهر خالقی، ناظری، کامکاران و بسیاری ‏دیگر، نه تنها سابقه ی تحصیلات موسیقایی نداشت بلکه بکلّی از نعمت خواندن و ‏نوشتن بی بهره بود. اشعار ترانه هایش را در حافظه ی خود می ساخت و از حافظه خود ‏هم می خواند. فقط پس از ازدواج با خانم «میدیا زندی» (گوینده ی بخش کردی رادیو ‏ایران و سپس بخش کردی رادیو کرمانشاه) بود که متن ترانه های حسن زیرک بر روی ‏کاغذ آمد.‏
حسن زیرک از اهالی بوکان بود و در جوانی به علّت سانحه ای رانندگی منجر به ‏قتل یک جوان هیجده ساله در سقز، به حبس اَبَـد محکوم شد.‏
در زندان بود که با خبر می شود، مادر زنش همسر او را به عقد کس دیگری در ‏آورده است. شنیدن این خبر، لطمه ی سختی به روحیه ی حسن زیرک می زند و در ‏همان جا تصمیم می گیرد در صورت رهایی از زندان ترک یار و دیار بکند و راهی غربت ‏بشود. همین کار را هم می کند. چندی پس از بیرون آمدن از زندان به عراق می رود و در ‏آن جا در قهوه خانه ی مسافر خانه ای (یا به قول خود عراقی ها «فَندُق») به صورت ‏شاگرد قهوه چی شروع به کار می کند.‏
‏«غافل از این، کاسمان هر روز بازی ها کند – بر خلاف رأی مَرد» (ملک الشعراء ‏بهار). دست بر قضا در همان موقع، آقای جلال طالبانی (رئیس آن زمان «حزب اتحاد ‏میهنی کردستان») در همان مسافرخانه اقامت داشته است. آقای طالبانی با شنیدن ‏صدای حسن زیرک که هنگام کار کردن، ترانه هایی کردی زمزمه می کرد، به او پیشنهاد ‏می کند که همراه وی به بخش کردی رادیو بغداد برود. بدینسان پس از ضبط و پخش ‏رادیویی چند ترانه از حسن زیرک، زندگی هنری او شروع می شود و طی سال ها ‏خوانندگی (با خواندن بیش از هزار ترانه) یکی از نغمه سرایان نامیرای کُرد از آب در می ‏آید.‏
جلال طالبانی در حال حاضر رئیس جمهور عراق و پس از سلطان صلاح الدّین ‏ایوبی، نخستین کردی است که بر یک کشور عرب حکومت می کند. ایشان متأسفانه ‏چندین ماه است که بر اثر سکته ی مغزی، در بیمارستانی در آلمان بستری است. هم ‏او بود که به علّت مخالفت با بر قراری مجازات اعدام، حاضر نشد حکم اعدام صدام ‏حسین را امضا کند. آرزوی بهبودی عاجل برایشان دارم. ‏
حسن زیرک وقتی که به تهران می رود، در آن جا، به پیشنهاد مرحوم سراج ‏الدینی (سرپرست وقت بخش کردی رادیو ایران) فعالیّت های خود را در آن رادیو آغاز و در ‏همان هنگام با خانم «میدیا» زندی (دختر مرحوم دکتر زندی از رهبران «ژکاف» (جمعیّت ‏احیای کرد) ازدواج می کند.‏
ثمره ی این ازدواج دو دختر است، هر چند که حسن زیرک آرزو داشت که صاحب ‏پسری می شد و نام او را «ایرج» می گذاشت؛ به احترام ایرج (خواننده ی معروف). ‏متأسفانه او به آرزویش نرسید، در عوض نام دختر بزرگ خود را «آرزو» گذاشت.‏
پس از درگیری های گوناگون، با اداره ی رادیو و ساواک، حسن زیرک در سال ‏های پایانی عمر تصمیم گرفت که «عطای کار کردن در رادیو را، به لقایش ببخشد». ‏دوباره به عراق می رود، در آن جا، شکنجه می شود و دوباره به ایران بر می گردد. به ‏مصداق مثل معروف «نه در غربت دلم شاد و نه رویی در وطن دارم». سرانجام مجبور ‏شد قهوه خانه ای برای گذران زندگی اش دیار کند. و دست آخر هم مانند بسیاری از ‏هنرمندان بلند آوازه، دل شکسته و دلخسته دیده از جهان فرو بست و در شهر زادگاهش ‏بوکان به خواب ابدی فرو رفت.‏
او، برای هنرنمایی در عروسی یکی از فرهنگیان به تکاب هم آمده بود.‏
روانش شاد و یادش گرامی باد که نامش و یادش پیوسته در دل هر کُرد در هر ‏کجای دنیا که باشد زنده و جاوید است.
‏ ‏
‏ ‏

Sharing is caring!

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

shares
error: توجه این سایت دارای کپی رایت است !!