جنبش خزینه

هر روز صبح که کامپیوترم را روشن می کنم، اول سراغ ایمیل های رسیده می روم. امروز دیدم که دوست بسیار عزیزی لطف کرده است و نوشته ی زیر را به قلم خانم «فریبا داوودی مهاجر» و به نقل از «روز آنلاین» برایم فرستاده است که من هم آن را عیناً در این جا قرار می دهم:

          «خزینه» حوضچه ای در حمام بود که مردم خودشان را در آن می شستند و آب می کشیدند و غسل می کردند. البته آب خزینه ها معمولا کثیف بود و به راحتی میتوان تصور کرد چنین حوضچه ای منبع پخش انواع و اقسام میکرب ها و شیوع بیماری ها به همه شهر بود. بخصوص انواع بیماری های پوستی مانند تراخم و کچلی و بیماری های قارچی و آبله که در شهر ها بیداد میکرد. معمولا حمّامی  ها بین دو نوبت مردانه و زنانه هم چوب درخت زالزالک را در خزینه میگرداندند و مو و چرک و کف صابون را جمع میکردند و مقداری آهک هم درون آن می ریختند بلکه از آلودگی آن کمی کاسته شود. تا اینکه به فرمان رضا شاه رسما استفاده از خزینه در حمامها ممنوع اعلام شد.

          اما داستان به اینجا پایان نیافت. بعد از بسته شدن خزینه ها اعتراض برخی علما و روحانیون بخصوص روحانیت خراسان بلند شد. آنها حزبی به نام حزب خزینه تاسیس کردند و فریاد وا اسلام سر دادند و استفاده از دوش به جای خزینه را از مظاهر غرب گرایی و اعلام کردند. این علما معظم تنها آب خزینه را پاک و به اصطلاح “کـُرّ” میدانستند و هر چه غیر از آن را  ناپاک و نجس اعلام کردند. آیات عظام فتوا دادند که منع خزینه «غیر شرعی» است و با آبی که از شیر آب میریزد نمیتوان غسل کرد. بنا براین ممنوع کردن خزینه «عمل خلاف شرع رضا شاه » اعلام شد. آن ها آب «کرّ»  را آبی میدانستند که در سه و نیم وجب در سه و نیم وجب در سه و نیم وجب باشد. هر چند که درباره اندازه وجب توضیح ندادند. در چنین آبی میتوان وضو گرفت و غسل کرد ولو در آن حیوانی یا انسانی ادرار کرده باشد. به شرط آنکه عین نجاست در آن دیده نشود و پس از ادرار، آب از خزینه سر زیر شود.

          بنابراین موضوع خزینه تبدیل شد به یکی از کشاکش های بین برخی روحانیون و افرادی که میل به مدرن شدن جامعه داشتند و جنگی بر علیه «دوش حمّام» آغاز شد. جنبش خزینه و مخالفت های پیرامون آن شکل گرفت و برخی مؤمنین و متدینین هم تا سالها پنهانی از خزینه استفاده میکردند و نقشه میریختند که چه گونه نیمه شبها و به دور از چشم پاسبان ها و با چرب کردن سبیل حمّامی  خود را به خزینه برسانند. تا کم کم به زور باتوم و دگنگ رضا شاه و به مرور زمان مردم به محاسن دوش پی بردند. بعضی علما هم بالاخره فتوا دادند که دوش در حمام عيبی ندارد به شرط آنکه بعد از آن در خزینه غسل کنند. بعدها فعالان جنبش خزینه فتوا دادند که میشود زیر دوش بجای غسل ارتماسی، غسل ترتیبی انجام داد و احکام و مسائل آن را مطرح نمودند.

          اما روایت و جنگ علیه دوش و جنبش خزینه نه اول ماجرا بود و نه آخر ماجرا. علما از مدرسه رفتن دختران و تاسیس مدرسه مدرن گرفته تا تاسیس رادیو و تلویزیون و تریبون به جای منبر و اصولا هر ابزاری که نیاز بشر امروز و نشانه پیشرفت بود دخالت میکردند و از قرآن و دین مایه می گذاشتند و آنرا خلاف شرع و خلاف احکام الهی اعلام میکردند و بقیه را غرب زده و طاغوتی اعلام میفرمودند. جنگی که تا امروز به دیش ماهواره و اینترنت ادامه یافته و هنوز آتش بس اعلام نشده است.

         در نهایت یک سوال اساسی باقی است. اگر رضا شاه نبود هنوز خزینه بود؟

          برای خواندن نوشته دیگر خانم «داوودی مهاجر» اینجا را کلیک کنید.

Sharing is caring!

shares
error: توجه این سایت دارای کپی رایت است !!