روحانیان صلح دوست و روحانیان عاشق مَحَبّت

در ضمن این آلبوم را از دست ندهید

در آخرین وب نوشت اسپانیایی من، دو قطعه عکس قرار دارد. چون تعداد زیادی از خوانندگان عزیز از من
ترجمه ی فارسی مطالب آن وب نوشت را خواسته اند، به همین جَهَت ضمن درج آن عکس ها در این جا، خلاصه ای از آن نوشته را به فارسی هم نقل می کنم. ولی در ضمن اجازه بدهید توضیح بدهم که من برای روحانیان احترام قلبی قائل بوده و هستم و اگر از روحانیانی به خصوص با کلماتی انتقاد آمیز سخن به میان می آید، منظور از آن مفتخور های گردن کلفت بی عار، و آن دسته از “حُقّه  باز ” هایی هستند که شما هم آن ها را می شناسید و همان هائی هستند که در بین عوام در زبان فارسی به “آقای ما ” و در زبان های غربی به “آقای من ”  (monsignor)شهرت دارند.

حضرت آیت الله در حال گفتن تبریک عید سعید فطر – با دو قبضه تیر بار و یک قبضه کلت

حضرت آیت الله در حال برگزاری نماز دشمن شکن جمعه به صورت نیزه فنگ

و عربستان سعودی، سرزمین  زادگاه اسلام، تنها کشوری در روی زمین است که آرم روی پرچم آن یک آلت قتاله (شمشیر) می باشد و اگر در بیرق کشور هایی دیگر شمشیر می بینید، آن شمشیر در دست شیر و یا جانور دیگری است که جنبه تزئینی دارد.
وقتی که این آقایان می خواهند کلمه ی اسلام را تعریف و تشریح کنند، می گویند که “اسلام ” از “سلام ” می آید و “سلام ” هم یعنی “صلح ” (به زبان عربی). در اینجاست که آن ضرب المثل فارسی مصداق پیدا می کند که می گوید: “نه به آن زینب و کلثوم شدنت، نه به این دایره و تنبک زدنت.” اگر مثل گاندی و نلسون ماندلا و لوتر کینگ و مادر ترز و صد ها روحانی صلح دوست دیگر، شما هم می خواهید خودتان را صلح دوست قلمداد کنید، باید بدانید که آن ها حتی یک چاقوی قلم تراش هم با خودشان حمل نمی کردند تا چه رسد به نماز خواندن آن هم به صورت نیزه فنگ.
این روز ها، حضرات روحانیان مسیحی در دنیای کاتولیک، حال و روزی پیدا کرده اند که خدا نصیب گرگ بیابان هم نکند. همین روحانیانی که از مسیحیت به عنوان “دین محبت ” یاد می کردند. همین هایی که تا دیروز جلو زن و دختر هایی را که با شلوار به خیابان می آمدند می گرفتند و با صدای بلند خطاب به آن ها می گفتند: “خدا ترا زن خلق کرده تا دامن بپوشی، نه اینکه ادای پسر ها را در بیاوری. برو به خانه ات و بعد مثل یک دختر نجیب بیا بیرون “.حالا همین آقایان تا می خواهند دهن باز کنند و حرفی بزنند، مردم به آن ها می گویند اول بروید اخلاق فاسد خودتان را اصلاح کنید و بعد تشریف بیاورید.
افسوس در اینجا نیستید تا ناظر صحنه ی محاکمه ی بعضی از این پدران روحانی باشید. طبق قانون اساسی اسپانیا، تشکیل دادگاه های ویژه، مانند دادگاه ویژه ی روحانیّت، ممنوع است و حضرات را در دادگاه های عادی محاکمه می کنند. همیشه هم جرم و موارد اتهام این آقایان یا اغفال پسر بچه های نا بالغ است و یا تجاوز به یکدیگر. البته ایرانیان سی سال پیش از غربی ها دست این طبقه را خوانده بودند. سالی که داشت “انقلاب بازی ” مد می شد و “آقایان ” با بی سیم و قراول و یساول و اتومبیل های ضدّ گلوله در سطح جامعه آفتابی می شدند؛ مردم اوّل اسم هایی را که از فیلم های کارتون، سریال های تلویزیونی، شهر قصه و غیره یاد گرفته بودند روی آن ها گذاشتند مثل “ممد رینگو “، گربه نره “، ” خرس رمال “، ” روباه پیر “، ” راسپوتین ” و مانند آن ها. و سپس اشعاری به سبک و سیاق شعر های زمان مشروطیت در وصف “آقایان ” سرودند که دهان به دهان می گشت. یکی از آن اشعار که به صورت “مستزاد ”  سروده شده بود،  عنوان “بس که این ملّت خر است ” داشت و در ابیاتی از آن می گفت:
“مملکت در دست مشتی خائن غارتگر است / بس که این ملّت خر است
حال روشنفکر بیچاره ز بد هم بد تر است / بس که این ملّت خر است
ما که می دانیم حال شیخ ها در حجره ها / وای بر احوال ما،
کز تف …. (خواهش می کنم بقیه ی  شعر را از بزرگتر ها بپرسید و یا از خود آخوند ها سئوال کنید)

Sharing is caring!

shares
error: توجه این سایت دارای کپی رایت است !!