زنانه عار اولوب یاشماق، جؤتی اون بش قران باشماق

امروز سیزدهم مرداد ماه، سالروز صدور فرمان مشروطیت از طرف مظفرالدین شاه قاجار است. فرارسیدن چنین روز خجسته ای بر همه ی آزادگان، مبارزان راه عدالت و آزادی و دشمنان ارتجاع؛ پیروز و خجسته باد.

          در رژیم گذشته روز چهاردهم مرداد به عنوان سالروز صدور فرمان مظفرالدین شاه جشن گرفته می شد. آن روز تعطیل عمومی بود و رادیو هم برنامه های ویژه ای همراه با  نمایش های رادیویی و ترانه های میهنی و مارش های نظامی مناسب روز پخش می کرد.

          ولی ما در باهماد آزادگان، به جای روز چهاردهم روز سیزدهم مرداد را جشن می گرفتیم. زیرا فرمان مشروطیت روز سیزدهم صادر شده است ولی برای مطابقت آن با روز تَوَلُّد مظفرالدین شاه آن را در روز چهاردهم جشن گرفتند. در نتیجه پس از تغییر تقویم به هجری شمسی جلالی در زمان رضا شاه آن روز در همان روز چهاردهم مرداد باقی ماند.

 

mozaffarshah

مظفرالدین شاه قاجار

          پس از صدور فرمان مشروطیت، روزنامه ی ملا نصرالدین نوشت: «مشروطه بالتاسین او کیشی ترسه ساپلادی / ای خان داغیت تفاقینی ای مولا چنگله (دسته ی تبر مشروطه را آن مرد عوضی انداخت / ای خان، تو ریشه مشروطه را بکن و آملا تو هم بزن تو سرش)»

          مردم هم در انتقاد از اوضاع مملکت در زمان سلطنت مظفر الدّین شاه، شعر زیر را بر سر زبان ها انداخته و می خواندند: «زنانه عار اولوب یاشماق، جؤتی اون بش قران باشماق؛ یقین اولموش قویوب قاشماق مظفر شاهین عهدینده … (رو گرفتن برای زن ها عیب و عار شده است و قیمت هر جفت کفش هم به پانزده قران رسیده؛ حالاست که در زمان مظفرالدین شاه باید زد به چاک و فراری شد).

          در این جا صدای مظفرالدین شاه را پس از صدور فرمان مشروطیت می شنوید. با دقّت گوش کنید، مخصوصاً در آن قسمت که می گوید: «… و سایه ی خدا که خود من هستم…»

          به قول میرزاده ی عشقی: «چه ذلّت ها کشید این ملّت زار / دریغ از راه دور رنج بسیار».

          صدای مظفرالدین شاه روی استوانه (سیلندر صوتی) ضبط شده و اصل آن در آرشیو بی بی سی است. مرحوم تورج فرازمند محتوای آن را به روی نوار ضبط صوت منتقل ساخت و به آرشیو رادیو ایران برد. آقای فرهنگ فرهی هم آن را شبی که فرادیش جشن مشروطیت بود برای اولین بار از رادیو پخش کرد.

من نمی گویم – گناهش به گردن آن هایی که گفته و نوشته اند – می گویند مظفرالدین شاه «خصوصیات اخلاقی» مخصوص به خود داشته است و حتی برادر هایش هم او را «آبجی مظفر» صدا می زدند. او را در حمام می خواباندند و به یکی از ماموران گردن کلفت می گفتند: «پدر سوخته برو جسارت کن». الله یعلم. 

 

Sharing is caring!

shares
error: توجه این سایت دارای کپی رایت است !!