صحنه ی هولناک لحظه های آخر زندگی یک محکوم به اعدام

خواننده ی عزیز، در اسپانیا و همه ی کشور های دمکراتیک، وقتی که کسی دستگیر می شود (بدون تَوَجُّه به نوع جرمی که مرتکب شده باشد) موقع بازپرسی (ما جانوری به نام بازجو در سیستم قضایی و پلیسی نداریم) موظّف هستیم که در درجه ی اوّل حقوق قانونی اش را به او ابلاغ کنیم. که من به چند مورد از آن ها در زیر اشاره می کنم.

            – ابلاغ علّت دستگیری و نام محلّ  بازداشت.

            – در اختیار گذاشتن تلفنی که او محلّ بازداشت خود را به خانواده و یا همسر خود اطّلاع دهد.

            – حقّ دارد که سکوت کرده و به سئوالاتی که از او می شود پاسخ ندهد.

            – مطلبی علیه خود بر زبان نیاورد و خودش را متهم قلمداد نکند.

            – حقّ دارد که مورد معاینه ی پزشک قانونی قرار بگیرد.

            در تمامی مدّت بازپرسی حضور یک وکیل مدافع الزامی است و بدون حضور وکیل، متهم نمی تواند ادای توضیحات بکند. و ده مورد دیگر که از ذکر آن ها صرف نظر می کنم و وارد جزئیات آئین دادرسی نمی شوم.

            دوستی نشانی یک ویدئو را که دیروز در یوتیوب قرار گرفته است، برایم فرستاده و از من خواسته است که آن را با توضیحاتی به زبان اسپانیایی منتشر کنم.

            این ویدئو از صحنه به دار زدن یک نفر در کرج گرفته شده است. من آن را با عنوان

Horrendo desenlace de un reo en la tarima de ahorcamiento

در وبلاگم قرار داده ام و در این جا تکرار نمی کنم.

            چون حالم دارد بد می شود بیش از این نمی توانم چیز دیگری در باره ی آن صحنه ی اعدام بنویسم. همین قدر اضافه می کنم که آن ویدئو از اعدام کسی  (صرف نظر از نوع اِتِّهام و مجرمیّت) گرفته شده است که در ملاء عام در کرج و جلو چشم مادرش به دار می زنند. وآن نگون بخت هر چه فریاد می زند که «می خواهم مادرم را ببینم» به حرفش تَوَجُّه نمی کنند و او مجبور می شود به جَلاّد ها حمله کند و یکی از آن ها را با لگد از روی سکوی اعدام به زمین پرت بکند.

            من خودم بار ها دیده ام که وقتی کسی سر مرغی را می خواست ببرد، اوّل به او آب می داد و موقع قرار دادن چاقو بر حلق مرغ، بسم الله می گفت.
قضاوت را به شما عزیزان می گذارم.

Sharing is caring!

shares
error: توجه این سایت دارای کپی رایت است !!